Tuesday, October 11, 2011

نكاتي در مورد مديريت بر خويشتن



يادم باشد حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد 

نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد

خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را

يادم باشد كه روز و روزگار خوش است

وتنها دل ما دل نيست

يادم باشد جواب كين را با كمتر از مهر و جواب

دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم

يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم

و براي سياهي ها نور بپاشم

يادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگيرم

و از آسمان درسِ پـاك زيستن

يادم باشد سنگ خيلي تنهاست...

يادم باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند

يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام ... نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان

يادم باشد زندگي را دوست دارم

يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه

ميرود

زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم

يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردی كه از سازش عشق مي بارد به

اسرار عشق پي برد و زنده شد

يادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم

يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس فقط به دست دل خودش باز مي شود

يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم

يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم

يادم باشد از بچه ها ميتوان خيلی چيزها آموخت

يادم باشد پاکی کودکيم را از دست ندهم

يادم باشد زمان بهترين استاد است

يادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پيشانيم بزنم  تا بعدا با مشت بر فرقم نکوبم

يادم باشد با کسی انقدر صميمی نشوم شايد روزی دشمنم شود

يادم باشد با کسی دشمنی نکنم  شايد روزی دوستم شود

يادم باشد قلب کسی را نشکنم

يادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد

يادم باشد پلهای پشت سرم را ويران نکنم

يادم باشد اميد کسی را از او نگيرم شايد تنها چيزيست که دارد

يادم باشد که عشق کيميای زندگيست

يادم باشد كه ادمها همه ارزشمند اند و همه مي تونند مهربان و دلسوز باشند

يادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات

Sunday, October 2, 2011

life is ...


"Never enjoy hurting
the one who loves you a lot........ they can bear
the pain you give but you can't bear if they
stop loving you.....


Sσмєтιмєѕ уσυ נυѕт

cαη'т тєℓℓ αηувσ∂у нσω мυcн уσυ

яєαℓℓу fєєℓ,

ησт вєcαυѕє уσυ ∂ση'т кησω

ωну,

... ησт вєcαυѕє уσυ ∂ση'т кησω

уσυя ρυяρσѕє,

ησт вєcαυѕє уσυ ∂ση'т тяυѕт

тнєм.

Bυт вєcαυѕє уσυ ηєνєя яєαℓℓу fιη∂

тнє яιgнт ωσя∂ѕ

Tσ мαкє тнєм υη∂єяѕтαη∂ .. ♥

Friday, September 30, 2011

خدايي عالمي دارد


عزيزا من خدايي خوب مي دانم . . .

تو دعوت کن مرا بر خود ،

به اشکي ، يا خدايي ، ميهمانم کن

که من چشمان اشک الوده ات را دوست مي دارم !

طلب کن خالق خود را ،
 
بجوي مارا ؛ تو خواهي يافت !

که عاشق مي شوي بر ما و عاشق مي شوم بر تو

که وصل عاشق و معشوق هم

اهسته مي گويم ؛ خدايي عالمي دارد !

قسم بر عاشقان پاک با ايمان

قسم بر اسب هاي خسته در ميدان

تو را در بهترين اوقات اوردم .

قسم بر عصر روشن

تکيه کن بر من !

قسم بر روز ، هنگامي که عالم را بگيرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور

رهايت من نخواهم کرد !

بخوان ما را

که مي گويد که تو خواندن نمي داني ؟!

تو بگشا لب
 
تو غير از ما خداي ديگري داري ؟!
 
 

ببینم، من تو را از درگهم راندم ؟!

اگر در روزگار سختیت خواندی مرا

اما به روز شادیت ، یک لحظه هم یادم نمی کردی !

به رویت بنده ی من ! هیچ آوردم ؟!

که می ترساندت از من ؟ رها کن آن خدای دور را !

این منم پروردگار مهربانت ، خالقت

اینک صدایم کن مرا با قطره اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را

با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دلت را من شنیدم !

 آیا عزیزم حاجتی داری ؟  
 
تو ای از ما ، کنون برگشته ای اما

کلام اشتی را تو نمی دانی ؟

بخوان ما را ، بگردان قبله ات را سوی ما

اینک وضو کن !

خجالت می کشی از من؟!

بگو ، جز من کسی دیگر نمی فهمد !

به نجوایی صدایم کن

بدان آغوش من باز است . . . 

Tuesday, September 27, 2011

گاندی همیشه زنده است

gandhi1.jpg
 
به ياد داشته باش: من نبايد چيزى باشم که تو مي‌خواهى، من را خودم از خودم ساخته‌ام.
 
 
منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است.
 
 
تويى که تو از من مي‌سازى آرزوهايت و يا کمبودهايت هستند.
 
 
لياقت انسان‌ها کيفيت زندگى را تعيين مي‌کند، نه آرزوهايشان.
 
 
و من متعهد نيستم که چيزى باشم که تو مي‌خواهى.
 
 
و تو هم مي‌توانى انتخاب کنى که من را مي‌خواهى يا نه.
 
 
ولى نمي‌توانى انتخاب کنى که از من چه مي‌خواهى.
 
 
مي‌توانى دوستم داشته باشى، همين گونه که هستم و من هم.
 
 
مي‌توانى از من متنفر باشى بى‌هيچ دليلى و من هم.
 
 
چرا که ما هر دو انسانيم.
 
 
اين جهان مملو از انسان‌هاست، پس اين جهان مي‌تواند هر لحظه مالک احساسى جديد باشد.
 
 
تو نمي‌توانى برايم به قضاوت بنشينى و حکمي‌صادر کني و من هم.
 
 
قضاوت و صدور حکم بر عهده نيروى ماورايى خداوندگار است.
 
 
دوستانم مرا همين گونه پيدا مي‌کنند و مي‌ستايند.
 
 
حسودان از من متنفرند، ولى باز مي‌ستايند.
 
 
دشمنانم کمر به نابوديم بسته‌اند و همچنان مي‌ستايندم.
 
 
چرا که من اگر قابل ستايش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتي رقيبى.
 
 
من قابل ستايشم و تو هم.
 
 
يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد.
 
 
به خاطر بياورى که آن‌هايى که هر روز مي‌بينى و مراوده مي‌کنى.
 
 
همه انسان هستند و داراى خصوصيات يک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جايزالخطا.
 
 
نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى و يادت باشد که اين‌ها رموز بهتر زيستن هستند.
مهاتما گاندی

Thursday, September 8, 2011

من عمری ست که به عمد این بازی را باخته ام. . .

من می دانم که شاعرم

گاهی علاقه ی عجیبی می آید و دستم می اندازد.

گاهی زندگی را دوست... میدارم.

 
به بسیاری دشنام ها پاسخ نداده ام. 

به بسیاری سیلی ها پاسخ نداده ام.

مکافات_همه ی مقصرین را به شعر سپرده ام

"ان شاا..." آن ها نیز شاعر خواهند شد

بعد می فهمند من چه کشیده...چه می کشم..

سیدعلی صالحی
از دفتر انیس

Friday, February 4, 2011

به نام یار



دیده از دیدار خوبان بر گرفتن ، مشکل است

هر که ما را این نصیحت می کند ، بی حاصل است

گر به صد منزل فراق افتد میان ِ ما و دوست  ،

همچنانش در میان ِ جان شیرین منزل است . . .

Thursday, January 20, 2011

این هم از زمستان



این هم از زمستان که این قدر منتظرش بودی . . .

قلبم را در دستانت بگیر ،

چرا که این گرما ،

هیچ وقت سهمیه بندی نخواهد شد !!!

قول می دهم !

***

همیشه به انتهای گریه که می رسم ،

صدای ساده ی فروغ از نهایت شب را می شنوم !

صدای غروب غزال ها را ،

صدای بوق بوق ِ نبودن تو را در تلفن . . .

آرام تر که شدم ،

شعری از دفاتر دریا می خوانم . . .

و به انعکاس صدایم در آیینه ی اتاق

خیره می شوم !

در برودت این همه حیرت ،

کجا مانده ای آخر ؟!